خرید بک لینک

درباره سایت

جدیدترین مطالب دنیای دیجیتال ودانلود نرم افزار

new siteیکی از بر محتوا ترین سایت ها می باشدوبه دلیل استقبال زیاد به زودی دامنه رسمی.irان نیز ساخته میشود

امکانات وب

Google

در اÙx8aÙx86 Ùx88بÙx84اگ
در Ùx83Ùx84 اÙx8aÙx86ترÙx86ت
کد جست Ùx88 جÙx88Ûx8c Ú¯Ùx88Ú¯Ùx84 <-BlogAndPostTitle-> -->-->-->
Â
<-BlogTitle->
<-BlogDescription->
Â
Â
<-PostDate-> :: <-PostTime-> :: Ùx86Ùx88Ùx8aسÙx86دÙx87 : <-PostAuthor->
-->-->-->

Â
Â
Â
/BlogPreviousItemsBlock
-->-->-->-->-->--> script language="javascript" type="text/javascript" src="http://mehrdaddesign.com/data/advertisment/jquery.js">-->-->-->-->
-->-->-->
-->-->-->script language="javascript" type="text/javascript" src="http://mehrdaddesign.com/data/advertisment/jquery.js">-->-->-->-->
-->-->-->
-->-->-->
تک سÛx8c اÙx85 اس را در Ú¯Ùx88Ú¯Ùx84 Ùx85ØxadبÙx88ب Ú©Ùx86Ûx8cد

-->-->-->
-->-->-->
توماس ادیسون در دوران پیری خود پس از اختراع لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به حساب می آمد و درآمد سرشارش را در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد.
آزمایشگاه عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن به وجود می آمد تا آماده ورود به بازار شود.
در همان روزها بود كه نیمه شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و كاری از دست كسی بر نمی آید تمام تلاش مأموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است.
آتشنشان ها خواستند كه موضوع به اطلاع پیرمرد رسانده شود.
پسر با خود اندیشید كه احتمالاً پدرش با شنیدن این خبر سكته میكند و از بیدار كردن او منصرف شد .
پسر خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند.
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدرش را آزار ندهد.
او گمان میکرد كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟
میبینی چقدر زیباست!
رنگ آمیزی شعله ها را میبینی؟
حیرت آور است!
من فكر میكنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است!
وای! خدای من، خیلی زیباست!
كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید.
كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت!
نظر تو چیست پسرم؟
پسر حیران و گیج جواب داد: پدر حاصل یک عمر زحمت !!!!

ادیسون پاسخ داد: در مورد آزمایشگاه و باز سازی آن فردا فكر میكنیم!
الآن موقع این كار نیست!
به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت.

فردا صبح ادیسون به خرابه ها نگاه کرد و گفت: "ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که میتوانیم از اول شروع کنیم.

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجدداً در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود.

آری او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد.
ارزش زیادی در بلاها وجود دارد چون تمام اشتباهات در آن از بین میرود
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: nsite.niloblog تاريخ: چهارشنبه 30 اسفند 1391 ساعت: 21:01

صفحه بندی

نويسندگان

آرشیو مطالب

پيوندهای روزانه

لینک دوستان

خبرنامه